گاهی وقت ها واقعا نیازه که جور دیگه ای به دنیا نگاه کنیم. به آدم های اطرافمون و گاهی چقدر خوبه اگه بدون هیچ تعصب دینی و مذهبی کلام خدا رو بخونیم و نه فکر کنیم که باید متخصص باشیم تا درک کنیم و یا اینکه فلان فقیه چه حکمی راجع به این سخن داده.خدا به ما عقل و قدرت تفکر داده. فقط یکم کم لطفی می کنیم و با قضاوت و حرف هایی که دیگران می زنن بدون اینکه بخوایم نظر مغزمونو بدونیم اونها رو از قول خودمون به زبون می یاریم.و بدون تفکر همه رو کاملا در هم می شکنیم. این مدت با خیلی آدم ها رفت آمد داشتم.و دیدم چقدر آدم این اطراف زنده هستن و فکر می کنن که زندگی می کنن و در اصل آدم کشی می کنن. با خودم فکر کردم شاید بشه تاثیر گذاشت. حتی روی یک نفر. واسه همین می خوام که جور دیگه ای بنویسم. اولین چیزی که می خوام بگم راجع به اینه که همه ی مسلمون ها و شاید همه ی مردم دنیا قبول دارن اما گاهی ما برخلافش رفتار می کنیم می گیم خدا همه چیز را جفت آفرید. خدا همه ی عالم رو آفرید. پس انسان های استثنایی از نظر ما رو هم خدا خلق کرد، درسته؟ چند وقت پیش تو یه بیمارستان آدمی رو دیدم که هیکل مردونه داشت و صدای بم اما حرکاتش کاملا دخترونه بود. اومده بود عمل کنه. چون نمی تونست حتی تو خانوادش سرشو بلند کنه و خانوادش بیرونش کرده بودن. این آدم دوجنسیتی بود . با خودم داشتم فکر می کردم خدا اگه قراره فقط متعادلارو ببره بهشت پس این استثنایی ها چه گناهی کردن؟ خودشون که نخواستن این جوری به دنیا بیان. خدا اینجوری به این دنیا آوردتشون و مگه ما قبول نداریم که خدا همه ی عالم رو آفریده، پس چرا این همه مردم با اکراه نگاهش می کردن و با انگشت نشونش می دادن و طردش می کردن؟ چیز دیگه ای که برام اتفاق افتاد فهمیدن راز یکی از بچه هایی بود که مثل خیلی های دیگه فقط تو اینترنت با هم دوستیم. این آدم مازوخیست داره. اولش قبولش واسم سخت بود. چون به نظرم آدم عادی می یومد و فقط یکم پرخاشگر. این آدم عقده ادیپ هم داشت. و من واقعا با اینکه اصلا درک نمی کردم چرا از فحش شنیدن و زجر کشیدن لذت می بره و چرا عاشق اینه که شلاق بخوره سعی می کردم درکش کنم. در به در دنبال یک سادیسم بود. درست مثل یک آدم عادی رفتار می کرد و از اینکه کسی بفهمه که این بیماری رو داره رنج می کشید و از این رنج لذت نمی برد چون اون وقت از همه ی دنیا طرد می شد و مردم جور دیگه ای نگاهش می کردن. خدا همه چیز را جفت آفرید. از خود همون اتم، الکترون و پروتونش بگیر تا سیاه چاله های آسمونو... خدا خلق کرد. انسانی که به جنس خودش علاقمند باشه و نه جنس مخالف،همون طور که انسانهایی رو خلق کرد که به جنس مخالف علاقمند می شن و ما با قیافه حق به جانب، جهان رو حق متعادل ها می دونیم. و زندگی کردن رو. راحت زندگی کردن رو!ا از همه ی بحث مخلوقات خدا بگذریم که اینجوری نگاهشون می کنیم با این آزمایش های جدیدی که انگلیس انجام داده چه کار می خوایم بکنیم؟! مخلوط کردن نطفه ی انسان و حیوان. ما که نمی تونیم مخلوقات عادی خدا رو تحمل کنیم با حیوان نیمه انسان پس چرا موافقیم؟ مخلوق دست بشری که معلوم نیست چه موجودی بشه. ربات ها، ماشین های احساساتی، موجوداتی که معلوم نیستن انسانن یا حیوان... لغو این کار در پارلمان انگلیس نتونست به پیروزی برسه و من دعا می کنم که تلاش هاشون برای لغو این آزمایش به ثمر برسه . پس سعی کنیم با دید بازتری به مخلوقات استثنایی خدا نگاه کنیم. به همشون. چه اونایی که هموسکسژوال هستن چه اونایی که ساد و مازوخستن و چه اونایی که ناقصیت جنینی رو جسمشون تاثیر داشته. عقب ماندگان ذهنی، کسایی که موهای سفید دارن یا کسایی که یه عضو بدنشون جوری نیست که باید از نظر ما باشه. اونهارو هم خدا آفریده درست مثل ما و همه ی چیزهای دیگه که آفریده. در قانون خدا دست کاری نکنیم و به کارهای خدا ایراد نگیریم !ا صمیمی ترین دوست من، باهوش ترین بچه ی سال دومه که یک بچه ی کاملا استثناییه اما تو مدرسه ی ما هست و از همه ی بچه سالم بهتر فکر می کنه، و بهتر رفتار می کنه و درسش از همه بهتره. دختری که موهای سفید داره و نمره ی چشماش تقریبا در حد کوره و از نزدیک چیزهارو هم به سختی می بینه. چشماش با رنگ سفید مایل به آبی به طرز عجیبی رو صورتشه و به طرز عجیبی ثابته ولی از راه دور و یا پشت سرش حتی بدون کوچیک ترین صدا تشخیص می ده که کی هستی!ا بدون اینکه نگاهت کنه.و احساسش اونقدر قویه و حافظش به قدری قویه که من تا حالا هیچ آدمی رو این شکلی ندیدم . و متنفرم از این که بعضی وقت ها بعضی بچه ها از روی حسادت می گن که اینجا استثنایی ها از اون طرف نباید باشن .واینجا فقط حق متعادل هاست
این بچه ها هم گاهی عجب دنیایی دارن!
کیان خمیر نون باگت رو برداشته آورده پیش من می گه اگه اینو بکارم، بهم ساندویچ می ده؟!
دلمه پزی! مواد لازم: مقداری مغز، اندکی تفکر، یک جو تحلیل،یک درخت تاک، مقادیری فلفل دلمه ای و بادمجان و گوجه
طرز تهیه: مقادیری از مغز را در آب جوش می اندازی تا خوب جا بیفتد. تفکر را به صورت ریز خرد می کنی و پودرتحلیل بر رویش می پاشی و خوب بهم می زنی تا ادویه تحلیل تمام قسمت های تفکر را بگیرد. مغز که پخته شد در آبکش بگذارید تا آبش کاملا برود سپس در ظرفی مغز را با مایه ی تفکلیله خوب چنگ بزنید تا حسابی رنگ مغز عوض شود. تمام برگهای مو را بعد از شستن روی هم بچینید و مغز را در وسط آن بگذارید وتا جایی که ممکن است مغز را در بین برگ ها پنهان کنید. برگها را در بادمجان متوسط بگذارید و بادمجان را درون فلفل دلمه ای و فلفل دلمه ای را درون گوجه. (مراحل استتار باید کاملا درست انجام شود) حالا تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که گوجه را درون خاک بکارید تا شاید زمانی، کسی که از اون اطراف می گذرد میوه ی تفکرات شما را بخورد و در طرز تفکر او تاثیر بگذارد
!پایان